امروز حالم را میگیرم ...........از خودم سیرم....... دیگر نمیتوانم.......... دارم میمیرم.....
امروز دلگیرم.........از درد و غصه وحسرت ..............ای خدا دارم میمیرم.....
از خود خود که نه....... از تویی که از من بودی سیرم........دیگر نمیتوانم بنشینم.......
هدف فقط با تو بودن بود...................خودت میدانی بی تو من میمیرم
وامروز در حسرت دیروزی که در
برای فردایت گذشت را گذراندم
تا تو به یاد من باشی که
امروزت دیروز من است

بوی چایی دم کرده.........بوی نان وپنیر سفری مادر بزرگ..........بوی قصه های نگفته................بوی حس نوازش مادرانه.........بوی گرمی نگاه عاشقانه..........بوی لالایی......بوی عشق............... و پاکی حس کودک شدن را لمس کردن................حس دوست داشتن ودوست داشته شدن...............حس پدر شدن............حس رفتن و برنگشتن ........حس دیدن با چشمان بسته..........حس نماز صبح و قبولی کنکور............... و و وحس زندگی کردن








